سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۱ ساعت نوشته ی ابوالفضل نظری | 

افکارم را جمع و جور می کنم که از چیزی به اسم تشریف فرمایی بنویسم.شبیه فعلی از نوع آمدن،اینکه چرا بیشتر در ادارات استفاده می شه؟!. بیشتر از اینکه به رنگ و ... دقت کنم بویی که از این کلمه میاد توجه م را جلب کرده:بوی چاپلوسی!

واژه ها دنیای عجیبی دارند و عجیب تر مکانهایی است که به خودشان اختصاص می دهند.

نمی تونم فکرم را متمرکز کنم،چون ممکنه رئیس تشریف بیارن (:

 

مشخصات
حظ ز کلمه آینده از آن شماست چرا که...
رویاهای شما آینده را می سازد.

گاهی تصمیم می گیریم خودمان را بشناسانیم
در مورد من حقیقت این است
گفتند:" خواجه عاشق آن باغبان شده است
او را به باغها جو، یا بر کنار جو "

ماه تولدم امید روییدن است و ماه مرگم رویای رسیدن
دنیا را در کودکی تجربه کرده ام
و زنده گی ام را قاطی مرگ
هنوز اما تجربه می کنم
××××
یادآوری:استفاده از ترانه های این وبلاگ نیاز به اجازه کتبی سرایندگان اثر دارد
پیوندها