جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸ ساعت نوشته ی ابوالفضل نظری | 

#دن_کیشوت
کتاب اول که تمام شد به خودم گفتم: عجله کن بخوون... وقت نداری وقتی نوشته های خوب زیادی مونده که بخونی!
عجله کن از این فضای مجازی دور شو تا وقتی سه چهارتا کتاب تموم کرده برای معرفی کنار داشته باشی و پنج شش تا مطلب نوشته شده برای پست کردن.
عجله کن که از خودت عقب نمونی... فاصله ت رو زیاد کن از فضاهایی که چیز کمی برای ارائه دارن، اون وقت می تونی به خود موفق ات نزدیک بشی و جلو بزنی...
بذار دیگران برن جلو... تو از خودت جلو بزنی برنده ای!

کتاب اول که تمام شد دیدم #سروانتس از خودش که هیچ، از زمان خودش هم به اندازه ی امروز ما جلو بوده. خلاقیت ش در نویسندگی تا امروز اومده ، تا نویسنده های مهم امروز، و تا فیلم های هالیوود حتا...

تا دیر نشده بخونیدش!
#معرفی_کتاب
#دن_کیشوت #جلد_اول_از_دوجلد
#سروانتس
#محمد_قاضی
#نشر_ثالث
#مرداد۹۸

جلد دوم را امروز ظرف یک ماه و نیم تمام کردم و چه لذتی که نبردم از این همه خلاقیت در روایت و تکنیک، از ساختن شخصیتهایی ابدی، از نگرش ظریف به مسائل زندگی و ادبیات و مرگ، به بازی گرفتن ظرفیت جلد دوم جعلی برای نمایش قدرت نویسندگی و ذهن خلاق خودش، حرکت نرم و آهسته در تغییر رویکرد به شخصیت های زن،و روحیات دن کیشوت و پانزا؛ توجه به زبان (هرچند ترجمه را خوانده باشم و خود این ترجمه چه خوب بود)، و پایانی محکم و هنرمندانه، پایانی که دن کیشوت، سانکو و سروانتس را در داستان دیگران به شکل ها و شگردهای پرداخته اش ادامه خواهد داد.
ممنون سروانتس بزرگوار!

#آذر۹۸

#پایان_جلد_دوم

برچسب ها :

دن کیشوت

،

سروانتس

،

داستان مدرن

،

داستان پست مدرن

مشخصات
حظ ز کلمه آینده از آن شماست چرا که...
رویاهای شما آینده را می سازد.

گاهی تصمیم می گیریم خودمان را بشناسانیم
در مورد من حقیقت این است
گفتند:" خواجه عاشق آن باغبان شده است
او را به باغها جو، یا بر کنار جو "

ماه تولدم امید روییدن است و ماه مرگم رویای رسیدن
دنیا را در کودکی تجربه کرده ام
و زنده گی ام را قاطی مرگ
هنوز اما تجربه می کنم
××××
یادآوری:استفاده از ترانه های این وبلاگ نیاز به اجازه کتبی سرایندگان اثر دارد
پیوندها