شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۹ ساعت نوشته ی ابوالفضل نظری

 

مجموعه‌شعر:اسطبل اسطبل

مولف:داریوش معمار

ناشر: چشمه ، جهان تازه‌ی شعر

قیمت: ۲۶,۰۰۰ریال

تعداد صفحه: ۱۰۲ صفحه

 ***




قطار تاريكي

 

ديشب خواب ديدم در قطار كلكته

دختري با پاهاي برهنه و لباس رنگارنگ

خيره شد در من

اندوه هم را چيد   تا صبح خنديديم با هم

 

در قطار كلكته عاشق دختري شدم

كه ابر شلوار پوش مي خواند

روي سرش جشن شكوفه گيلاس بود

زيبا نبود      اما آواز هاي روشني داشت

در قطار كلكته او از من      شاعر تر بود

 

-متشكرم از تو اي خواب،

خبر داشتم امشب قرار است بگيرد قلبم

اما تو در قطار كلكته

                                  مرا عاشق كردي-

 

صبح    پيش از آنكه بيدار شوم

دختر قطار كلكته دستم را فشرد

آغوشم را گشود و با صدايي بيگانه مرا از خواب پراند

مانند شمعي خاموش شدم

بيرون قطار كلكته     روي تخت

ساعت هشت،نه يا ده است

اين ساعت براي من تمام ساعت هاست

 

عشق، آي عشق،

مانند باغچه اي برسينه مي روي،

مثل تيغي از پهلو در مي آيي.

 

مشخصات
حظ ز کلمه آینده از آن شماست چرا که...
رویاهای شما آینده را می سازد.

گاهی تصمیم می گیریم خودمان را بشناسانیم
در مورد من حقیقت این است
گفتند:" خواجه عاشق آن باغبان شده است
او را به باغها جو، یا بر کنار جو "

ماه تولدم امید روییدن است و ماه مرگم رویای رسیدن
دنیا را در کودکی تجربه کرده ام
و زنده گی ام را قاطی مرگ
هنوز اما تجربه می کنم
××××
یادآوری:استفاده از ترانه های این وبلاگ نیاز به اجازه کتبی سرایندگان اثر دارد
پیوندها