سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۹ ساعت نوشته ی ابوالفضل نظری | 

فضاهای مجازی و شیوه ی مطالعه ادبیات از دهه ی اخیر که شاید به جرات بتوان گفت از گسترش این فضاها به وجود آمده است:-شیوه ی مطالعه ی سرسری و لغت نامه ای-، لحظاتی هراس در دل دوستداران ادبیات و هنر می اندازد.هراس از کم رنگ شدن پشتوانه ی ادبی-علمی واصولی در جامعه ی ادبیات.ظهور به ظاهر منتقدین،شاعران و نویسندگان حرفه ای جای نگرانی است. این میان هر کدام از ما وظیفه داریم از این جریان رها شویم. رها شدن برای منِ شاعر ونویسنده، برای منِ مخاطب ادبیات،حرفه ای شدن است:مخاطب حرفه ای شدن! مخاطب حرفه ای، ابتدا و اصل منتقد حرفه ای شدن نیز هست. منتقدی که مخاطب حرفه ای ادبیات نباشد به طور قطع نمی تواند منتقد باشد؛و نبود منتقد حرفه ای و اهل فن یعنی شکل گیری ادبیات نازل و دارای تاریخ مصرف، تاریخ مصرفی برابر مخاطبینی که با قرض دادن Like گِرد آمده اند و با قطع ارتباط خواهند رفت. اما مخاطب حرفه ای چه ویژگیهای بارزی می تواند داشته باشد؟!

1. مخاطب حرفه ای هر زمانی را برای مطالعه انتخاب نمی کند،بلکه برای مطالعه زمان بندی می کند.

2. هدفمندی و انتخاب، دومین اصل یک مخاطب حرفه ای است.

3. برای فهم اصطلاحات و یا مطالبی که درک نشده است سعی می کند به مراجع و کتب(الکترونیکی یا کاغذی)معتبر مراجعه می کند.

4. اما بعد از سه اصل پایه ای،یک مخاطب حرفه ای هر اثری را برای مطالعه انتخاب نمی کند.چرا که می داند عمر کوتاه انسان برای مطالعه ی حتا بهترین آثار هم کافی نیست.

5. سعی می کند با کمک و جستجو در دیدگاهها و نظرات نویسندگان شناخته شده و سایر مخاطبین و اهل فن،لیستی از منابع تهیه نماید.

6. مخاطب حرفه ای هر چند قدرت منتقد را برای بررسی اثر نداشته باشد اما نکات و دیدگاههای خود را درباره اثر یادداشت می کند.

7. اما می توان مخاطب حرفه ای را از کتابهایی که مطالعه کرده شناخت: کتابهایی که از نگاه اکثریت منتقدین حرفه ای ارزش خواندن داشته اند.و مطالعه کردن البته صرف روخوانی یک اثر نیست.

8. سلیقه ی ادبی یک مخاطب حرفه ای قابل تشخیص است، چرا که قریب به اتفاق آثاری که برای مطالعه انتخاب می کند در یک سطح قرار می گیرند.

9. مخاطب حرفه ای یک پله بالاتر می رود وقتی جسارت اندیشیدن درباره آثاری که مطالعه کرده را پیدا کند و دلیلهای خودش را برای زیبایی های هنری اثر داشته باشد.

البته اینها نه به طور جامع و کافی، نه به طور قطعی ویژگیهای یک مخاطب حرفه ای از نظر من بود. فقط برای اینکه به نوبه ی خود وظیفه داشتم با رعایت اصولی،از شیوه ی مطالعه ی سرسری و لغت نامه ای رها شده،و از دوستانی که تا امروز به آن شکل مطالعه می کردند دعوت کنم برای مطالعه ی متن کامل آثار ادبی(شعر،داستان،تئوری های ادبی و...) به جای انبوهی از داده های پراکنده.

#ابوالفضل_نظری

بهمن ماه 1394

برچسب ها :

ادبیات

،

کتابخوان

،

مخاطب

،

شعر

پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ساعت نوشته ی ابوالفضل نظری | 


حتا اگر قبول کنیم فلسفه وظیفه ای جز فلسفیدن ندارد،باز هم توانایی ساده کردن فهم به گردن فلسفه خواهد افتاد؛همان طور که ایجاد التذاذ از مفاهیم را هنر و در حد اعلایش شعر انجام می دهد(شعر به خاطر ابزار زبان برای ساخت تصویر و خیال،اندیشه،فرم،موسیقی،و یک کلیت هنری آن هم تنها با یک ابزار)؛ همان گونه که تکنولوژی و علم، فهم را به ابزار و اجرا در می آورد.
اما در دو قرن اخیر ،به یقین تنها تکنولوژی توانسته در مسیرش حرکت کند و دو دیگر را نیز به خودش نزدیک کند. فلسفه بسیار وابسته به تکنولوژی حرکت کرده است و با فردی سازی فهم که ناخواسته گونه گونی و گنگی می آفریند، به جای ساده سازی ،پیچیدگی و خلا ایجاد کرده است تا انسان معاصر با تغییر لحظه ای علم و فناوری دچار سردرگمی درک مفاهیم کلان همچون زندگی و مرگ و خوشبختی گردد. هنر نیز با بهره مندی از فناوری روز به عنوان ابزار؛ و فلسفه ای که در توضیح معلول های مساله دست به دامان پیشرفت های علمی شده است(ذاتن بد نیست اگر بحران و سردرگمی ایجاد نکند ،اگر قادر به توضیح باشد) از ایجاد التذاذ در خیلی از آثار تولیدی بی بهره شده است. هرچند وضعیت هنر نسبت به فلسفه بهتر است چرا که ذات هنر دنبال چرایی نیست بلکه ذاتن سوال است و خلق فرصت برای اندیشیدن؛اما مخاطبی که نگاهش به زندگی، شخصی شده است و هر روز مفاهیم در ذهنش رنگ عوض می کند با هنری که مولفش نمی داند در حال خلق چه چیزی است و چه رویکردی به جهان و مفاهیم بنیادی اش دارد چگونه باید برخورد کند ،آیا مفهوم التذاذ برایش آنی نخواهد بود؟! . مساله ی اصلی اما این نیست مساله اصلی چطوری هنر در این تغییرات آنی است، تغییر لحظه ای علم، فلسفه، و مفهوم لذت! هنر باید رویکردی پویا و ساختی پویا داشته باشد، نباید به فهم از قبل تعریف شده و ثابت ختم شود، و نیز نباید با بلاتکلیفی فهم مخاطب از تغییرات علمی همگام شود که این لذت را از بین خواهد برد. و اینها ما را وا می دارد برای تولید هنر معاصر، از ساده انگاری و راحت الحلقومی و هنر توضیحی؛ و نیز از پیچیدگی های بی محتوا و غیرقابل فهم به این امید و توجیه که وظیفه کشف و فهم منحصرن به عهده ی مخاطب است دوری کنیم.


۱۳۹۸/۳/۲۶
پ.ن:نکته های بیشتری هست که ممکنه به تناقض برسونه فکر کردن رو، فهم ما ناقص و مفاهیم اطرافمان گسترده است، اما چاره اندیشیدن و ترکیب و تجزیه هستش، تحلیل روابط حاصل از این اندیشه هستش. فهم با جسارت قبول نفهمیدن حاصل می شه، و نفهمیدن نیاز به قبول گستردگی و تنوع و تناقض بین اجزا و ارکان موجود در اطرافمون.

برچسب ها :

ابوالفضل نظری

،

فلسفه

،

یادداشت

،

ادبیات

مشخصات
حظ ز کلمه آینده از آن شماست چرا که...
رویاهای شما آینده را می سازد.

گاهی تصمیم می گیریم خودمان را بشناسانیم
در مورد من حقیقت این است
گفتند:" خواجه عاشق آن باغبان شده است
او را به باغها جو، یا بر کنار جو "

ماه تولدم امید روییدن است و ماه مرگم رویای رسیدن
دنیا را در کودکی تجربه کرده ام
و زنده گی ام را قاطی مرگ
هنوز اما تجربه می کنم
××××
یادآوری:استفاده از ترانه های این وبلاگ نیاز به اجازه کتبی سرایندگان اثر دارد
پیوندها